تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

407

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

استخر كه او را پسفرّخ « 1 » پسر ماه خورشيذان گفتندى و او را دو برادر بود . اين برادران همه از كشته شدن اردشير به دست شهربراز و پادشاهى او در خشم بودند و آن را ناپسند مىداشتند . پس هر سه بر كشتن او هم سوگند و هم‌پيمان شدند . اين برادران همه از جانداران شاه بودند و رسم چنان بود كه چون شاه برنشستى جانداران او با زره و خود و سپر و شمشير از دوسوى رده بركشيدندى و نيزه به دست گرفتندى و چون شاه برابر ايشان رسيدى هريك سپر خود بر قربوس زين بنهادى و پيشانى خود بر آن بسودى چنان كه گوئى سجده همىبرد . شهربراز چند روزى پس از پادشاهيش سوار شد و پسفرخ و برادران نزديك يكديگر بايستادند . چون شهربراز برابر ايشان رسيد پسفرخ او را زخمى بزد و پس از آن برادرانش او را زخم زدند و اين روز دى به دين از ماه اسفندارمذ بود . شهربراز مرده از ستور بيفتاد « 2 » . پس ريسمانى به پاى او بستند و جسد او را از پيش و از پس بكشيدند . بسيارى از بزرگان و نجبا ايشان را در كشتن شهربراز يارى كردند ؛ از آن جمله مردى بود از بزرگان به نام زاذان فرخ پسر شهرداران و مردى ديگر به نام ماهيار ( ؟ ) كه آموزگار « 3 » اسواران بود . اين مردان پسفرخ و برادران او را در كشتن كسانى كه در گرفتارى و قتل اردشير پسر شيرويه دست داشتند يارى كردند و عده‌اى از بزرگان را كشتند و بوران دختر خسرو را به تخت نشاندند . پادشاهى شهربراز چهل روز بود « 4 » .

--> ( 1 ) - حرف نخستين اين كلمه را « ف » و « ب » نيز نوشته‌اند . « ب » در نامهاى ديگرى نيز كه هجاى اول آن چنين است ديده مىشود و بنا بر اين بايد همان حرف فارسى « پ » باشد و در اين صورت همان كلمه پس به معنى پسر باشد كه در پهلوى زياد ديده مىشود و بوه نوشته مىشود . ( 2 ) - در مجموعهء تواريخ ارمنى بروسه ( ج 1 ص 87 ) نيز تقريبا چنين است ولى كوتاه‌تر ذكر شده است . اين تاريخ روز بيست و سوم از ماه دوازدهم - 9 ژوئن سال 630 م است . اگر سعيد بن البطريق ( ج 2 ص 254 ) و ابن قتيبه ( مقايسه شود با مسعودى ج 2 ص 233 ) سلطنت خرهان را فقط 22 روز مىدانند براى آن است كه بقيّهء ماه قبل را به حساب سلطنت اردشير گذاشته‌اند . ( 3 ) - دربارهء اين منصب رجوع شود به كارنامك ص 62 . ( 4 ) - از مرگ اردشير تا مرگ شهربراز 42 روز مىشود نه 40 روز . با اين همه ممكن است